جمعى از نويسندگان

382

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

كه بدليل نادانيها و نوشتجات غير مجاز ، درگير شيعه و يا سنى بودن مولانا و امثال او شده اند ، درمان خواهد كرد . چرا كه از مصدر اصلى و از زبان و قلم فرزند خود مرحوم قاضى نقل مىشود . استاد قاضى در صفحه 264 و 265 مجلد اول و عربى « صفحات من تاريخ الاعلام فى النجف الاشرف » چاپ موسسه المنار قم ، آروده اندكه مرحوم قاضى خطاب به يكى از شاگردان خود مى نويسد : « و اگر در ارض اقدس مانديدكما هوالمظنون . . البته متوقع است كه بفيوض عظيم برسيد . تمام اهل طريقت يا اغلب آنها حسب خود را به حضرت رضا ( عليه و على آبائه الصلوه و التحيه ) منتهى مى سازند وحرفشان بر اينست كه در دولت هاشمى كه تقيه كم شد و اول تنفس شيعه بود ، آن بزرگوار طريقت را كه باطن شريعت است راه نما شد و علنا بمسلمين رسانيدكه راه همين است و ظاهر ( كذا ) ظاهرآنست و آن مخصوص وجود اميرالمومنيين و اولاد كرام او بود ( صلوات الله عليهم ) و فلان و فلان خبر نداشتند نامحرم بودند وگويندكه حضرت رضا ( عليه السلام ) خرقه را به معروف كرخى داد . . مقصود آنكه غافل مباش . » نگارنده گويد : در اين مقام اين شعر مثنوى بذهنم رسيد مناسب بودن و نبودن را خوانندگان عزيزاغماض فرماييد : اى رسول ما تو جادو نيستى / صادقى هم خرقه موسيستى برگرديم به سخن از استاد قاضى . هرچند در مقام بروز حالات روحى بسياركتوم بود ولى هرازگاهى مى شد چيزى هايى شنيد و و ديد و فهميد . بارها شنيديم كه به ارتباط خود با مرحوم پدرشان اشاره مى فرمود . حتى تدوين كتاب صفحات و انتخاب اسم آن را به اشاره پدرشان مى دانست . روزى كه جزوات قرآن پژوهى موسسه فرهنگى قرآنى ( حافظ امين ) را تقديم داشتم بطور مكتوب آوردندكه : « منتظر بودم چنين جزوه اى دريافت كنم پدر را ديدم گفت جزوه ها مى رسند » . در ايام استراحت بعد از عمل جراحى چشم فرمود : « در حالت بيهوشى انواع مرگ را به من ارائه دادند و تجربه كردم . » روزى در بحث از حج فرمود در يكى از سفرهايم بعد از خروج از طواف خانه خدا ، كنار ايستاده بودم وكعبه را نگاه مى كردم يك لحظه خودم را ديدم كه در حال طواف هستم و مدتى خود را نگريستم .